درس ۱۵ · درس آزاد

ادبیات بومی (۲) · چرا زبان فارسی را دوست دارم؟
صفحه ۱۳۴–۱۳۵ · درس آزاد

درس آزاد · ادبیات بومی

این درس برای نوشتن متنی از ادبیات بومیِ شهر یا روستای شماست.
می‌توانی شعر، داستان، حکایت، ضرب‌المثل یا زندگی‌نامهٔ یکی از بزرگان محل خودت را بنویسی.
عنوان متن بومی تو
متن خودت را اینجا بنویس
منبع / گوینده / شاعر
صفحه ۱۳۶–۱۳۷ · خودارزیابی + دانش زبانی + گفت‌وگو

خودارزیابی (بر اساس متن بومی خودت)

۱. موضوع اصلی متن بومی‌ات چیست؟
۲. یک پیام یا پند از متنت بنویس.
۳. چرا این متن برای محل زندگی‌ات مهم است؟
۴. یک واژه یا اصطلاح محلی از متنت را معنی کن.

دانش زبانی (آزاد)

یک نکتهٔ زبانی از متنت پیدا کن
مثال: یک فعل ماضی · یک ضمیر · یک تشبیه · یک ضرب‌المثل

گفت‌وگو

۱. متن بومی‌ات را در کلاس بخوان و دربارهٔ آن گفت‌وگو کن (ایدهٔ گفت‌وگو).
۲. یک ضرب‌المثل یا شعر محلی دیگر از محل خودت بنویس.

فعالیت نوشتاری

متن بومی‌ات را ویرایش و بازنویسی کن (تمیزتر و کامل‌تر)
صفحه ۱۳۸ · چرا زبان فارسی را دوست دارم؟

روان‌خوانی · چرا زبان فارسی را دوست دارم؟

صورت رسمی کتاب:

فیلترشکن خود را خاموش کنید. بسته به سرعت اینترنت شما فایل صوتی دیر یا زود پخش می‌شود.

پاسخ من به کسی که از من می‌پرسد چرا زبان فارسی را دوست داری، چه می‌تواند باشد؟ نخست می‌باید بگویم دوست داشتن، لفظ مناسبی برای بیان این دلبستگی نیست و به جای آن بهتر است از عشق ورزیدن استفاده کنم.

اما چرا به زبان فارسی عشق می‌ورزم؟ پاسخ من این است که زبان فارسی نه فقط مرا به فارسی‌زبانان جهان و ایرانیان معاصر و هموطنانم پیوند می‌دهد و موجب همدلی و همزبانی من با آنان می‌شود که مرا با گذشته‌ها نیز همراه و هم‌نوا و هم‌آواز می‌سازد.

به کمک زبان فارسی می‌توانم پای سخن دانشمندان و حکیمانی بنشینم که در طول قرن‌های گذشته، سخنان عالمانه و حکمت‌آمیز خود را به زبان فارسی بیان کرده و به یادگار گذاشته‌اند.

با زبان فارسی می‌توانم اندرز استادان اخلاق را بشنوم. همچنین می‌توانم با فهم معارف و مناجات مؤمنان و عارفان بزرگ، دل به آنان بسپارم و به معبود و محبوب آنان ایمان بیاورم و با او راز و نیاز کنم.

آری، به زبان فارسی عشق می‌ورزم؛ چون با دانستن این زبان می‌توانم احساسات و افکار ایرانیان و فارسی‌زبانان دیروز و امروز را درک کنم و در غم‌ها و شادی‌ها و بیم‌ها و امیدهای آنان شریک شوم.
صفحه ۱۳۹ · ادامه + فرصت اندیشیدن
این زبان فارسی است که به من توانایی و فرصت می‌دهد تا ترانه‌هایی را که مادران در نیمه‌شب‌ها در کنار بستر کودکان خود می‌خوانده‌اند، بشنوم و نسیم مهربان لالایی آنها را لمس کنم. با زبان فارسی با زنان شالی‌کار در شالیزارهای میهنم همگام باشم، با پهلوانان در ورزش‌خانه‌ها شاهنامه بخوانم و پای بکوبم.

زبان فارسی، موسیقی دل‌نوازی است که یک عمر در گوش من خوانده شده و دلم را به وجد آورده است. این زبان به چشم‌انداز سرزمین من وسعت می‌دهد و مرا از مرزهای امروز فراتر می‌برد و با مردمان چین، هند، پاکستان، تاجیکستان و افغانستان یگانه می‌سازد. احساس می‌کنم که هر جا فارسی‌زبانی بوده و هست، همان جا وطن من است؛ بلکه خانهٔ من است.

زبان فارسی، ریشه‌ای است که با آن به خاک وطنم بسته شده‌ام و فرهنگ سرزمین خود را با این ریشه از خاک می‌مکم و با تغذیه از آن زنده می‌مانم و می‌رویم و می‌بالم و گل می‌دهم.

آری، این چنین است که هر وقت نظم و نثری دلپذیر و شیرین و استوار به این زبان می‌خوانم و می‌شنوم، شادمان می‌شوم و زبان به تحسین می‌گشایم و هرگاه می‌بینم زبان یا خطّ فارسی خوار شده و خدشه و خطری بر آن وارد آمده است، غمگین و تلخ‌کام می‌شوم.
گر بُرَگُذَم دل از تو و بردارم از تو مَر
آن عمر بَر که اَگُذَم، آن دل که اَی بَرَم؟

غلامعلی حدّاد عادل

فرصت برای اندیشیدن

۱. برای حفظ و نگاهبانی زبان فارسی چه باید کرد؟
۲. به نظر تو چه چیزهایی زبان فارسی و خطّ فارسی را تهدید می‌کند؟
۳. تو چرا زبان فارسی را دوست داری؟ (حداقل ۵ جمله)