فیلترشکن خود را خاموش کنید. بسته به سرعت اینترنت شما فایل صوتی دیر یا زود پخش میشود.
دانشآموزان یک مدرسهٔ دخترانه برای امام خمینی (قدّس سرّه) نامه مینویسند. آنها در نامهشان به کتاب درسی خود اشاره میکنند که در آن نوشته شده است امام محمدتقی علیهالسلام نامهای نصیحتآمیز به یکی از یاران خود نوشته است. دانشآموزان مینویسند: «ولی اماما، ما شما را نمیتوانیم نصیحت کنیم، زیرا شما بزرگوارید و از همهٔ گناهان بهدورید. شما آن امامی هستید که مدّت چهل سال است نمازهای شبتان ترک نشده.»
پاسخ امام
بسمهتعالی
«فرزندان عزیزم، نامهٔ محبّتآمیز شما را قرائت کردم. کاش شما عزیزان مرا نصیحت میکردید که محتاج آنم. امید است با نشاط و خوشی درسهایتان را خوب بخوانید و در همان حال، بر وظایف اسلامی که انسانساز است عمل کنید و اخلاق خود را نیکو کنید و اطاعت و خدمت پدران و مادرانتان را غنیمت بشمارید و آنها را از خود راضی کنید و بر معلّمهایتان احترام زیاد بگذارید. سعی کنید برای اسلام و جمهوری اسلامی و کشورتان مفید باشید. از خداوند تعالی سلامت و سعادت و ترقّی در علم و عمل برای شما نورچشمان آرزو میکنم. سلام بر همهٔ شما.»
۲۹ صفر ۱۴۰۳ – روحالله الموسوی الخمینی
صفحه ۸۲–۸۳ · شوق خواندن
علّامه محمدتقی جعفری
صورت رسمی:
فیلترشکن خاموش · بسته به اینترنت دیر یا زود پخش میشود.
علّامه محمدتقی جعفری از همان کودکی کنجکاو و دقیق بود. همراه دایی و برادرش به دامن طبیعت میرفت. طبیعت را دوست داشت و میکوشید از زیباییهای آن لذّت ببرد. گاه دقایقی طولانی به یک گل خیره میشد و نشاط عجیبی احساس میکرد. گاهی برای شنیدن صدای پرندگان روی تختهسنگی دراز میکشید و چشمهایش را میبست و به آواز آنها که با صدای رودخانه درهم میآمیخت گوش میسپرد.
از بدترین خاطرات کودکیاش دیدن کسانی بود که با تیرکمان به صید پرندهها میپرداختند. از صید گنجشک کوچک احساس بیزاری میکرد. وقتی در حیاط مدرسه میشنید همکلاسیهایش با هیجان از شکار پرندهها حرف میزنند، با ناراحتی از آنها دور میشد. شیفتهٔ طبیعت بود و از اینکه کسانی با خشونت سعی میکردند طبیعت زیبا و آرام را برهم زنند، رنج میبرد.
کلاس درس را نیز مثل گشت و گذار در صحراها و باغها دوست میداشت. همانقدر که از بازی کردن لذّت میبرد، از حلّ مسائل ریاضی، خواندن جغرافیا و علوم به وجد میآمد.
در اوّلین ساعات حضورش در قم به حرم حضرت معصومه (س) پناه برد. سر بر ضریح گذاشت و آرام اشک ریخت. از خداوند خواست در راهی که انتخاب کرده اخلاص و همّت بلند عطا کند و بر قلب نگران مادر آرامش بخشد.
حجرهای ساده و کوچک نصیب او شد؛ فضایی بیش از شش متر مربّع نبود و گلیم کهنه کف آن را پوشانده بود. حجرهای که برای محمدتقی از همهٔ دنیا بزرگتر بود. حالا میتوانست در کلاس استادان شرکت کند و هر روز تا نیمههای شب به مطالعه و اندیشیدن بپردازد.
«علّامه جعفری» · محمد ناصری · با کاهش و اندک تغییر
صفحه ۸۴ · خودارزیابی + مسند
خودارزیابی
بعد از ۲ اشتباه راهنمای غیرمستقیم باز میشود.
۱. چرا دانشآموزان از نصیحت کردن امام خودداری کردند؟
در نامه گفتند: شما بزرگوارید و از گناهان بهدورید.
۲. چگونه میتوان برای اسلام و کشور مفید بود؟ (از نامهٔ امام)
درس خوب، اخلاق نیکو، اطاعت از پدر و مادر، احترام به معلّم.
۳. دربارهٔ عبارت «حرم، دل او را آرام میکرد و مدرسه، اندیشهاش را» توضیح دهید.
دانش زبانی · مسند
در جملههای با فعل اسنادی (است، بود، شد…)، کلمهای که به نهاد نسبت داده میشود = مسند
هوا روشن است. ← مسند: روشن
زهرا شاد بود. ← مسند: شاد
چای سرد شد. ← مسند: سرد
تمرین · مسند را مشخص کن
بعد از فعل اسنادی بپرس: چه صفت/حالتی به نهاد نسبت داده شده؟
صفحه ۸۵ · گفتوگو · نوشتاری
گفتوگو
۱. دربارهٔ یکی از بزرگان محلّهٔ خود گفتوگو کنید.
۲. بخشی از کتاب زندگی یک دانشمند یا شهید را خلاصه کن.